کد خبر: ۱۴۰۳۰
۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۰
داور ملی فوتسال از روزهایی می‌گوید که دنبال کوچه پهن می‌گشتند

داور ملی فوتسال از روزهایی می‌گوید که دنبال کوچه پهن می‌گشتند

سید‌مهدی حسینی داور ملی منطقه ماست که از سال‌۸۳ به طورتخصصی به داوری فوتسال روی آورده و تا قبل از آن به طور نسبی هم برای فوتبال و هم برای فوتسال سوت زده است.

شیرین شجاعی| تا قبل از دیپلم قید درس و مدرسه را هم زده بود؛ تمام عشقش خلاصه شده بود به توپ و بازی‌هایی که امان همسایه‌ها را بریده بود. پدر همیشه مخالف سرسخت بازی‌کردنش بود. خودش می‌گوید: پدرم می‌خواست درس بخوانم تا برای خودم کسی شوم، اما گوشم بدهکار نبود. بیشتر وقت را نقشه می‌کشیدم که چه طور و با چه بهانه‌ای از خانه فرار کنم، اما هر بار دیده شدنم در زمین فوتبال برابر بود با تنبیه‌های پدر...

علاقه‌ای به درس نداشتم!

سید‌مهدی حسینی داور ملی ساکن محله سیدی مشهد است که از سال‌۸۳ به طورتخصصی به داوری فوتسال روی آورده و تا قبل از آن به طور نسبی هم برای فوتبال و هم برای فوتسال سوت زده است. خودش می‌گوید: سال‌۷۹ و هم‌زمان با پایان دوران سربازی به کمک یکی از دوستانم به کلاس‌های داوری معرفی شدم و در همان سال مدرک داوری درجه ۳ را دریافت کردم. علاقه به فوتبال باعث شد تا در کنار داوری در تیم بوتان که یکی از تیم‌های مطرح آن زمان بود، بازی کنم.

گرچه اصرار‌های پدر برای ادامه تحصیل کارساز نبود، موجب شد تا شغلی اداری برای خود در نظر بگیرد و در کنار علاقه اش، کاری رسمی هم داشته باشد. کارمند شدنش برای فوتبالش هم مفید بود؛ با شروع کارش به عضویت تیم فوتبال کارمندان درآمد و در کنار آن دوره‌های داوری را هم سپری کرد. می‌گوید: با اینکه علاقه‌ای به درس نداشتم، با گرفتن مدرک داوری اشتیاقم به درس هم بیشتر شد. نیاز به مطالعه‌های تخصصی و فراگیری زبان‌های دیگر باعث شد که درس به عنوان یک عنصر اصلی در زندگی‌ام نقش پیدا کند.

 

کوچه پس‌کوچه‌های فوتبالی

از خاطراتش که می‌گوید، چشمانش برق می‌زند؛ انگار همین دیروز بود که توپ به دست در کوچه‌ها به دنبال زمین بازی می‌گشت. می‌گوید: خانه ما درون یک کوچه بود که به خاطر عرض کم آن نمی‌توانستیم فوتبال بازی کنیم و همیشه به دنبال یافتن کوچه‌ای پهن از این کوچه به آن کوچه می‌رفتیم. از فریاد همسایه‌ها هم بی‌نصیب نمی‌ماندیم، اما گوش‌های ما انگار هیچ چیز نمی‌شنید جز فریاد‌های هنگام بازی...

وی ادامه می‌دهد: آن زمان محلات زمین بازی نداشتند در محله ما هم فقط یک زمین بازی بود که باید از قبل برای بازی در آن وقت می‌گرفتیم. البته ما که در آن زمان نوجوان بودیم اجازه ورود به ورزشگاه را نداشتیم و آن زمین بیشتر به بزرگ‌تر‌ها اختصاص داشت. امروز خیلی بیشتر از قبل به ورزش محلات اهمیت می‌دهند و با حمایت شهرداری، مکان و زمین‌های بازی برای محلات ساخته شده که به افزایش سطح کیفی ورزش خیلی کمک کرده است.

داستان زمین بازی محله‌اش هم گفتن دارد؛ می‌گوید: یک زمین خاکی بود که به پشت خانه همسایه‌هایمان منتهی می‌شد و با هر بار افتادن توپ در حیاط همسایه‌ها مجبور بودیم یک کوچه را دور بزنیم و با پیمودن یک مسیر ۱۰‌دقیقه‌ای خودمان را به خانه‌ها برسانیم. اگر شانس با ما یار بود و همسایه‌ها در خانه بودند، باید آن‌قدر سر خم می‌کردیم و به آنها قول‌های عمل نکرده می‌دادیم تا دلشان بسوزد و توپ را بدهند. پس گرفتن توپ یک برد شیرین در کودکی محسوب می‌شد، اما باز روز از نو و روزی از نو! بالاخره به دنبال اعتراض فراوان همسایه‌ها، شهرداری یک تور فلزی در پشت دیوار نصب کرد تا کمتر مزاحمت برای اهالی ایجاد شود.

 

داوری کردنم خیلی مخالف نداشت

حسینی همسرش را پشتیبان اصلی خود می‌داند و می‌گوید: خانواده مخالفت زیادی با داوری‌ام نداشتند به ویژه که بیشتر بعد از ازدواجم به آن پرداختم. سال‌۸۲ مدرک داوری درجه دوم را دریافت کردم. سال‌۸۵ نیز داوری درجه یک را گرفتم. او بعد از دو سال تلاش توانست مدرک داوری ملی را دریافت کند. سال‌۸۹ به طور رسمی وارد فهرست داوری لیگ بر‌تر و حالا دومین سال داوری را در کشور سپری می‌کند.

حسینی سال‌۸۹ به طور رسمی وارد فهرست داوری لیگ بر‌تر و حالا دومین سال داوری را در کشور سپری می‌کند

هنوز هم شوق و ذوق داوری فوتسال را دارد و درباره شوقش به داوری می‌گوید: تصمیم‌گیری در فوتسال به خاطر سرعت بازی و برخورد بیشتر بین بازیکنان خیلی سخت‌تر و در عین حال جذاب‌تر است. اینکه تماشاچیان به بازی نزدیک هستند هم این هیجان را بیشتر می‌کند.

 

زیر بطری‌های لطف تماشاچیان

به تماشاچیان که می‌رسد، انگار داغ دلش تازه می‌شود؛ می‌گوید: برخورد‌ها در شهر‌های مختلف متفاوت است. تماشاچیان علم و ادب همیشه در فوتسال زبانزد هستند. در برخی از شهر‌ها هم درصورت باخت داور را مقصر بازی می‌دانند. می‌گوید تا حالا کتک نخورده، اما در یکی از بازی‌های استانی، بطری‌های آب از کنار سرش عبور کرده! دلش از این موضوع پر است؛ می‌گوید: بد‌ترین داوری‌اش را در همان بازی تجربه کرده بود که در آن باخت ۲ به ۳ تیم میزبان، داوری را هم به چالش کشیده بود. می‌گوید: همیشه این‌طور نیست؛ بسیاری از تیم‌ها باختشان را با انصاف و ادب می‌پذیرند و ضعف تیم را به داوری مرتبط نمی‌دانند.

 

داوری عشق است نه پول‌

می‌گوید: حقوق داوری کفاف زندگی را نمی‌دهد. دوست داشتم همسرم هم داور شود؛ اما با وجود دو فرزند این امر ممکن نیست. همسرم همیشه مشوق بازی‌هایم است و کارم را دنبال می‌کند، اگر هم در خانه نباشم بازی‌ها را برایم ضبط می‌کند تا در کارم از آنها استفاده کنم.

 

وقت اضافه زندگی متعلق به خانواده است

«وقت اضافه زندگی‌ام متعلق به فرزندان و همسرم است»؛ این جمله را با افتخار و متانت بر زبان می‌آورد. می‌گوید: به خاطر اینکه خیلی در خانه نیستم، سعی می‌کنم بیشتر وقت‌های خالی‌ام را در خانه به بازی با فرزندانم اختصاص دهم.

 

*این گزارش سه‌شنبه، ۲۸ شهریور ۹۱ در شماره ۲۲ شهرآرامحله منطقه ۷ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44